خرید بک لینک

قهرمان والگوی من

مقتدر مظلوم - شهیدی که بیشتر عکسش شناخته شده است تا شخصیتش...


شهيد امير حاج اميني-بيسيم چي گردان انصار - لشگرمحمد رسول الله(ص)

دست نوشته اي از شهيد امير حاج اميني:


خدای من:اگر دوستم داري که مرا به اينجا آورده اي پس به آرزويم که شهادت است برسان.

اي کساني که اين نوشته را مي خوانيد،اگر من به آرزويم رسيدم و دل از اين دنيا کندم، بدانيد که نالايق ترين بنده ها هم مي توانند به خواست او،به بالاترين درجات دست يابند. البته در اين امر شکي نيست ولي بار ديگر به عينه ديده ايد که يک بنده گنهکار خدا به آرزويش رسيده است.

حالا که به عينه ديديد، شما را به خدا عاجزانه التماس و استدعا مي کنم، بياييد و به خاکش بيفتيد و زار زار گريه کنيد و اميدوار به بخشايش و کرمش باشيد.با او آشتي کنيد.زيرا بيش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافي است يکبار از ته دل صدايش کنيد.ديگر مال خودتان نيستيد و مال او مي شويد و ديگر هر چه مي کند،او مي کند و هر کجا که مي برد،او مي
برد...

گناه یعنی بازی با آتش...

عکس دانشجویان دختر بدحجاب دانشگاه آزاد


مقتدر مظلوم - مرگ روح

بازیگر زن مشهور ایرانی که نمازش را اول وقت می خواند

بازیگر زن مشهور ایرانی که نمازش را اول وقت می خواند

« افسانه پاکرو » بازیگر جوان و محبوب سینما و تلوزیون ایران در این خصوص می گوید:

من همواره سعی کرده ام نمازم را اول وقت بخوانم چرا که نماز اول وقت آرامش خاصی را به من می دهد

و بعد از آن متوجه شده ام که تمرکز بهتری نیز در کارهایم دارم،


از این رو توصیه می کنم که برای آرامش و عبادت با خدا نماز را اول وقت بخوانیم و ...

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 29 مهر 1392 ساعت: 22:27


.
مادر بزرگ مادرم 120 سالشه
دیدمش لبــاس ورزشی پوشیده داره نرمــش می کنه بهش می گم
ننجون شما هم ورزش می کنی؟
گفت : چرا که نه….
گفتم فیس بوک هم میرید؟
گفــت پ ن پ از فیس بوک بر می گردم
فکـــر کردی دوست دخــــتری که الان تـــو فیس بوک داری کیه ؟
2 دستی زدم تو سر خودم

****

ﺑﺎﺑﺎﻡ زنگ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩه ﻣﻴگم ﺑﻠﻪ؟
میگه بیا ﺩم ﺩﺭ!
ﺭﻓﺘﻢ ﺩم ﺩﺭ میگه ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ سوییچ ﻣﺎشینو وردار ﺑﻴﺎﺭ!

****

امروﺯ ﺗﻮ ﺻﻒ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﻧﻮﻧﻮﺍ ﮔﻔﺖ : ﮐﯽ ﺳﯿﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ؟

ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻦ !!! ﮔﻔﺖ : ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ ﻧﻮﻧﺘﻮ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻭ ﺳﺮﯾﻊ …
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩم !!!طنز نوشته مهر 92

****

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟

یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!

یارو گفت یه کاری برات دارم،

حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.

یارو گفت :

ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون

تو قفس تا میمون برامون بیاد!

چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،

پسره توی قفس پشتک وارو میزد

از میله ها بالا پائین میرفت.

جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!

داد زد کمککککککککک

شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،

آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!

****

ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ
ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ :
" ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ".
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ :
"ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ "!
ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ. ﺁﺧﺮﯾﻦ
ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :
" ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ"!

****

بقیه در ادامه مطلب



به قلمراد ميگن چرا داري با خر فوتبال بازي ميكني؟ميگه:همچين هم خر نيست،3 به 1 جلوئه.

***
دختره میگه :
ﻣﻦ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺷﻌﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ...
ﺷﻤﺎ ﺑﮕﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﻗﻊ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﯾﮏ دکتر میلیاردر ﺍﺳﺖ !؟

***


مهریه رو باید به نیت تعداد خواستگارای ناکام دختر بزارن ؛ اینجوری ارزش واقعی معامله هم مشخص میشه !
***.
هی ، میخواهم توصیفت کنم :

خیاط نبودی اما خوب وصله های جور واجور به من زدی !
آشپز نبودی اما چه آش چربی برایم پختی !
کفاش نبودی اما چه به اندازه ، کفش رفتنم را دوختی !
و من دیوانه نبودم . . .
.
.
.
هر روز صفحه ی نیازمندیها را زیر و رو می کنم !
میدانم بالاخره یک روز به من لعنتی نیاز پیدا می کنی . . .

اس ام اس سربازی..(sms)

از آن روزی که سربازی به پا شد / ستم بر ما نشد بر دختران شد

بسوزد آن که سربازی به پا کرد / تمام دختران را چشم به راه کرد

______________________________________________________

تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت….سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟

_____________________________________________________

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…

اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 12:37

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

مكالمه دو پاکستانی:

1. منفجرتيم

2. اختيار داري، انفجار از ماست

****
لاته میگه :ناﻣﺰﺩﻡ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻡ حاﻻ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍن ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺮﻥ ﺑﻪ ﺯﻧﻢ ﺑﮕﻦ! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﮐﻪ این خانوما ﭼﻘﺪﺭ ﺑﯽ جنبه اند!

***

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم ...


آری از پشت کوه آمده ام...

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟!

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم

و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن

گوسفندان از دست گرگ ها باشد،

تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

***

...

به لاته میگن قبل از ازدواج تحقیق کردی؟

میگه آره هر کی باهاش بوده راضیه!؟!!

به ادامه مطلب نروید

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 12:32

یه مدل جن هم هست... وقتی پای اینترنتی و در اتاقتبسته س... میاد پشت سرت وایمیسه ، موهاتو میکشهیا با انگشت میزنه رو شونه ت... بعد برمیگردیببینی کیه ، غیب میشه...تازه گاهی اوقات تصویرش هم تو صفحه مانیتور پیداست:/دقت کن شاید الآن پشت سرت وایساده باشه:/در ضمن روز و شب هم سرش نمیشه :/




دانلودکلیپ

روی نوشته زیر کلیک کن
توهم تقابل هاشمی و رهبری

8024 بازدید


ضمناً اگه برا مطالبم نظر ندید ...داداش عزراییل امشب میاد سراغتون.نخند .جدأ بالاخره میاد وانا لله میشیم. پس دروغ نگفتم.وضعت چطوره اگه داداش عزراییل خواست تورو ببره ؟!


عمق نگرانی های ما؛

فاصله ی ما را از خدا نشان می دهد ...

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 26 مهر 1392 ساعت: 12:35


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

بچه غیرتی


امروز بابام رفته نارنگی خریده ، هفت هزار تومن شده .

شمردیم دیدیم دقیقا هفت تا دونه نارنگی تو پاکته !

هیچی دیگه .... از صبح داریم خانوادگی نگاشون میکنیم موندیم باهاشون چکار کنیم !!...........


یه مادرشوهر دارم عشق..جیگر..باحال!جدی میگما!!
هروقت میریم خونشون میپرسه شام چی دوست دارین براتون درست کنم ؟بعد ما اسم چندتا غذا رو میگیم اما موقع شام کلا یه جیز دیگه درست کرده آورده سر میز!!!به روی خودشم نمیاره اصن!!!یعنی ما همه هویج!!!چرا میپرسی خب!!!

دوست دارم ازدواج کنم بعد همش بشینم فکر کنم که
.

.
چیه فکر کردی میخوام بگم همش بشینم فکر کنم مجردی عجب دورانی بود؟
نه بابا مگه دیوانم، ازدواج میکنیم شام همش میره از بیرون میگیره دیگه
.D:


فقط تو بیمارستانای خصوصی پیش میاد که مریضو از خواب بیدار کنن بگن پاشو قرص خوابتو بخور! icon neutral جوک جدید مرداد 92 %d8%ac%d9%88%da%a9


دیشب شوهرخالم رفته بود پمپ بنزین بنزین بزنه انقد صف طولانی بوده یادش رفته تو صفه ، وقتی راه باز شده خوشحال از اینکه از ترافیک فرار کرده گازشو گرفته رفته !!!!!!!!!
.


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت: 23:37

دختران بالا شهر تهران در زمان قاجار


دختران بالا شهر تهران


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه مهر 1392 ساعت: 22:8

جوادرضویان ودخترش

بازیگران و هنرمندان مشهور سینمای ایران به همراه فرزندانشان

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه مهر 1392 ساعت: 1:34

بدخواهان ومغرضان وافراطیهای 8سال گذشته- همچنان به ترور شخصیتی یاران امام ادامه می دهند.

هشیار باشیم =هاشمی یارامام ورهبراست.واقعأ8سال تخریب بس نیست؟! مرگ برافراطی=افراطی اسقاطی


(هاشمی یار وفادار به انقلاب وامام ورهبری هستند.وحساب ایشان از فرزندانشان جداست.)

  • (چشم حسود کور ....!!!!! دروغسازی وترور شخصیتی بس است.)


واکنش آیت الله هاشمی به انتشار خبرمغرضانه درباره شعار «مرگ بر آمریکا»

هاشمی:
ما نباید رقیب خود را برای از میدان بیرون کردن بدنام کنیم، دروغ بگوییم و یا فریب بدهیم.

روی نوشته زیر کلیک کنید


سیب كده

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت: 16:9






حضرت امام باقر (ع ) مى فرمود:

خداى عزوجل انکس که ميانجمعى شوخى و خوشمزگى کند دوستش دارد

در صورتيکه فحشى نباشد.
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

اندر فواید ازدواج مجدد !!!طنز

با مطلع شدن همسرتان از این اقدام شما در کمتر از چند دقیقه ، هر چه بیشتر به سرعت انتقال اطلاعات در جهان کنونی که عصر ارتباطات می باشد ، پی خواهید برد !

در طول اعصار و قرون ، این نکته بر هیچ مرد متاهلی پوشیده نبوده که اقدام به ازدواج مجدد ، محاسن بی شماری را برای وی به دنبال خواهد داشت که سبب افزایش سطح آگاهی ، دانش ، شناخت و در نتیجه ، افزایش میزان پایبندی اش به زندگی مشترک خواهد شد !!!!!

در زیر ، چند نمونه از این محاسن !!!! بیان شده ، باشد که مطالعه آنها سبب افزایش { آخ ، چرا می زنی ؟! } منظورم این بود که سبب کاهش میزان اقدام به ازدواج مجدد در جامعه گردد !

1 _ با مطلع شدن همسرتان از این اقدام شما در کمتر از چند دقیقه ، هر چه بیشتر به سرعت انتقال اطلاعات در جهان کنونی که عصر ارتباطات می باشد ، پی خواهید برد !

2 _ با لو رفتن این قضیه ، دوستان راز نگهدارتان را از دشمنان راز گشا ، باز خواهید یافت !

3 _ با مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوی همسرتان ، میزان نیرو و زور بازوان او را خواهید فهمید و در خواهید یافت که در ادامه زندگی می توانید مثل کوه به او تکیه کنید و از هیچ چیز نهراسید !

4 _ با پرتاب شدنتان از پنجره منزل به بیرون ، بیش از پیش ، محاسن گرفتن خانه در طبقات همکف آپارتمان را درک خواهید کرد و تا آخر عمر ، هیچگاه خانه ای در طبقات فوقانی نخواهید گرفت !

5 _ با اصابتتان به زمین و خورد و خمیر شدنتان ، اهمیت ورزش و ورزش کار بودن را در خواهید یافت و بعد از آن سعی می کنید آمادگی جسمانی تان را بالا ببرید تا با این صدمات از پای در نیایید !

6 _ با آواره شدنتان در کوچه و خیابان در سرمای 28 درجه زیر صفر ، بیش از هر زمان دیگری به ارزش کانون گرم خانواده پی خواهید برد !

7 _ با گذشت چند ساعت و احساس گرسنگی کردن ، قدر دستپخت همسرتان را که تاکنون معتقد بودید افتضاح است و اگر موش هم آنرا بخورد ، مسموم می شود ! را خواهید دانست !

8 _ با ابراز پشیمانی از این اقدام نزد همسرتان ، به ارزش و تاثیر به کار بردن الفاظی چون : غلط کردم ، {....} خوردم ، بی جا کردم ، منو ببخش ، دیگه تکرار نمی شه و .... پی خواهید برد !

9 _ با رد شدن ابراز پشیمانی از سوی همسرتان و تصمیم گرفتن به خرید یک هدیه ترجیحا طلایی بعنوان منّت کشی برای وی ، تورّم موجود در جامعه را بیش از هر زمان دیگری احساس خواهید کرد !

10 _ با قبول هدیه و بخشش شما از جانب همسرتان و راه دادنتان به خانه ، به خصلت نیکوی بخشش و بزرگواری در او پی خواهید برد و در نتیجه تا آخر عمر هیچگاه یک لاخ موی او را با هزار تا جنیفرلوپز هم عوض نخواهید کرد !

و در نهایت اینکه تمام موارد بالا سبب خواهد شد که تا زنده هستید و یا همسرتان زنده است ! اگر شما را با لانچیکا هم بزنند ، هیچگاه حتی به ذهنتان هم خطور نکند که دنبال تجدید فراش و دوتا کردن شلوار و گرفتن یک زن دیگر بروید تا سبب شود که موارد فوق را دوباره تجربه نمایید !


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت: 2:17

اگر کسی بیش از حد می خندد، حتی به مسائل خیلی ساده و معمولی؛او از درون به شدت اندوهگین است.

جوک:

وقتی خدا انسان را آفرید فرشتگان گفتند سجده کنیم؟ جبرییل گفت نه سنگ دستشه فرار کنید !

یکی منو بکشه بیرون......مشایی هنگام فرو رفتن در باتلاق!!!

سارقی کلاه فردی را دزدید و فرار کرد.آن مرد به قبرستان رفت و آن جا نشت . مردم گفتند: آن مرد کلاه تو را به طرف باغ برد تو جرا در قبرستان نشسته ای ؟ گفت : بالاخره گذرش به این جا خواهد افتاد.


به سلامتي برادرايي كه خواهراشون رودوست دارن...


اگه خوب بود حتما نظر بديد...


تلویزیون بچه ای رو نشون دادکه حافظ کل قرآن بود.

بابام گفت یاد بگیر هم سن توئه!

یهو باباشم نشون دادن که اونم حافظ کل قرآن بودبابام فورا کانالو عوض کرد!


اگر کسی قادر نیست بگرید، او شخصیتی ضعیف است.


دختره تا دیروز که خونه باباش بود از شیلنگ حیاط آب میخورد، الان که ازدواج کرده، می گه آب معدنی دماوند استاندارد نیست.

پسرمنحرف :فك كنم عشقم داره بهم خیانت میكنه

رفیقه پسره :چرا؟؟؟چی شده مگه؟؟؟

پسره: اخه دیروز بهش زنگ زدم ازش پرسیدم كجایی؟؟؟گفت با دوستم سارا بیرونم.

رفیق پسره :خو این چه ربطی به خیانت داره:|||؟؟؟

پسره :اخه من دیروز با سارا رفته بودم سینما
!!!

کیف پول من مثل پیازه ، بازش که میکنی گریت میگیره !!

ﺩﻻﯾﻞ بعضی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﻭﺯﺭﺍﯼ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﯼ رئیس جمهور منتخب جناب آقای ﺣﺴﻦ روحانی :

ﻭﺯﯾﺮ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ : ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﺍﺩﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺷﺘﻪ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺍﺭﺷﺎﺩ : ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ : ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺍﺭه !
ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ : ﺑﻪ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺭﻓﺘﻪ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺩﻓﺎﻉ : ﺑﻪ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉﺷﺨﺼﯽ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ !
ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺩﺍﺩگستری : ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ را گسترش ﺩﺍﺩﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺭﺍﻩ : ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺶ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺗﺎ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﺻﻨﻌﺖ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺻﻨﻌﺖ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺎﺭ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺸﻮﺭ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽکنه !
ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺳﺮ ﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩه !
ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ : همانند ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﻣﺴﻮﺍﮎ میزنه !
ﻭﺯﯾﺮ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ : ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺗﯿﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﻓﺘﻨﻪ ﮔﺮﺍنه !
ﻭﺯﯾﺮ ﻋﻠﻮﻡ : ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ! ﺗﺎﺯَﺷَﻢ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﻋﻠﻮﻡ بغل دﺳﺘﯽ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ !
ﻭﺯﯾﺮ ﻧﻔﺖ : ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺭ ﭘﻤﭗﺑﻨﺰﯾﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﺳﻮﺧﺖ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ !
ﻭﺯﯾﺮ ﻧﯿﺮﻭ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﻣﭻ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ !

در سریال های ایرانی معمولا طرف ماشینشو راحت وسط خیابون پارک میکنه ! قفلم نمیکنه و میره پی کارش !
اما من معمولا بسختی جا پارک پیدا میکنیم و اگه صد تا قفل فرمون هم بزنم باز هم یا ماشینو میدزدنش یا جرثقیل میاد و به پارکینگ کنتقلش میکنه ! این سریال های تلویزیونی کی میخوان واقعیت های جامعه رو نشون بدن پس !؟


مفاهیم چراغ راهنمایی رانندگی در نزدمتخلفان :
سبز : برو
زرد : تندتر برو
قرمز : اگه مامور و ماشین نبود بازم برو !


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: يکشنبه 21 مهر 1392 ساعت: 21:27

قیمت منطقی پرتقال

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ ! ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ.
ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ، ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره؟!؟!!

بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده؟؟!

***************

یارو میره پیش دکتر متخصص میبینه ویزیتش بیست هزار تومن شد!
به دکتر میگه: اگه تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه
وگرنه خودت بگرد پیداش کن!

*************

واسه باغمون سگ خریدیم بستیم که دزد نیاد،
سگو دزدیدن!

شروط يک پسرخوب ایرونی براي ازدواج (طنز)

از کليه دوشيزگان قدبلند بانمک، واجد شرايط زير تقاضا داريم تقاضانامهها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پيغام در قسمت نظرات يا به وسيله ايميل به نشاني بنده بفرستند.

بديهي است پس از انجام بررسيهاي کامل، نام افراد داراي صلاحيت به وسيله همين تريبون اعلام خواهد شد

نکته: ما تو کارمون پارتي بازي نداريم، يعني لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه يا پيغام خود بپرهيزيد و هي نگيد ما فاميل فلاني هستيم

شرايط پذيرش
1. سن بالاتر از 22سال و کمتر از32سال باشد.

2. قد کمتر 160سانتيمتر و بالاتر از 170سانتيمتر نباشد.

3. ....

بقیه در ادامه مطلب



3-افراد خيلي ترکهاي و زيادي چاق قابل پذيرش نيستند. (چون من حوصله رژيم چاقي و کلاس لاغري ندارم)

4. هر وقت من خواستم ميريم هر رستوراني که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کلهپاچه و ميرزاقاسمي با کلي سيرترشي دوست دارم.

5. اهل کادو خريدن و هر روز لاو ترکوندن نيستم

6.اگر شد که ازدواج کردیم ، مامانم اينا و مامانت اينا نداريم. خوشم نمياد.

7. عمراً نفقه بدم. 5تاچهاردهتا سکه ربع بهار بيشتر مهر نميکنم.

8. بايد يک جايي کار کني، يک کاري هم واسه عصر من گير مياري چون حوصله مسافرکشي و رانندگي ندارم

9.اگه بابات بايد پولدار باشه خوشم نمیاداما در صورت لزوم میتيغمش.

10. پول اضافي ندارم براي پوشک کامل بچه بدم. ميري کهنه و لاستيک ميخري، خودت ميشوري.

11. به مامانت ميگي سيسموني خوب بياره

12. بايد نیمه قشنگ باشي چون واسه خودم میخوامت نه برای چشمای هرزه دیگران وتازه پول واسه لوازم آرايش نميدم.

13. موهاي وزوزي نبايد داشته باشي، چون نرمکننده ايراني الآن شيشهاي دوهزار تومن شده.

14. موهاي خرمايي و مشکي رو ترجيه ميدم.

15. نبايد ورزشکار باشي چون قدرتت خيلي زياد مي شه !خطری میشی!!

16. اگه سر کار بري يا کاري داشته باشي نبايد ديرتر از 5 خونه باشي.

17. از الان بايد کلاس ورزشی یاآيروبيک بري تا چندسال ديگه بد هيکل نشي، پولشم از بابات بگير. من 10سال ديگه زن شکم گنده نميخوام

18. بايد فال قهوه بلد باشي بگيري، چون من سرگرمی دوست دارم.

19. مانتوولباس تنگ نميپوشي.موهات بیرون نباشه.باحیا باش وبه لاتها لبخندو چشمک نزن.

20. دوستات رو هم هر روز نمياري خونه. فهميدي.

21. يک ماشين ظرفشويي هم قاطي جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.

22. لازم نيست واسه يک خونه 50متري، جاهاز خونه 200متري بخري.

23. من مبل تختخواب شو دوست دارم

24.توی خیابون قرار مدار نداریم.شام درست کنید با بابا مامانم میام بعداز شام مذاکرات ازدواج.

بقیه شرایط در گفتگوی ازدواج = فیس توفیس = گفته خواهد شد

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: شنبه 20 مهر 1392 ساعت: 12:17

اس ام اس سرکاری و خنده دار

رفتم از فروشگاه یه پاکت هوا بخرم، دیدم چندتا دونه چیپس هم توشه!!!!!!

****

آیا میدانید چند نوع عنکوبت داریم؟؟؟؟ ۱) یک نوع عنکوبت هایی هستند که تار میزنند، ۲) بقیه بلد نیستن تار بزنن پیانو میزنن، ۳) یکسری هم ساز بلد نیستن دست میزنن!!!!!

***

گفت از حادثه ای لبریزم در درونم غوغاست

گفتم این حال تو را می فهمم دستشویی انجاست.


***

یک روز از یک زوج سوال کردم
چرا هیچ وقت با هم دعوا نمیکنید؟
آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم

قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!

گفتم: آفرین! زندهباد ! تو آبروی همهی مردها را خریدهای ! من بهت افتخار میکنم.

حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟

آقاهه گفت: مسائل بیاهمیتی مثل این که ما با کی رفت و آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشینمان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...

گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر میدی، چیه ؟

آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر میدهم.

***

این اس ام اسو به دو نفربفرست اولی یک ادم احمق دومی یه ادم نفهم بعد بشین فکر کن که تو کدومشون بودی که من اینو برات فرستادم

***

نازنینم یه روز میام می برمت

می برمت یه جای دور

که دست هیشکی بهت نرسه

قربانت: عزراییل

****
به اولین روباتی که رفت مشهد مشروبات میگویند

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 19 مهر 1392 ساعت: 17:2


چنگیز خان مغول و هیتلر دو تاشون با هم به اندازه پراید آدم نکشتن !!!

جون مادرتون اگه ماشین صفر می خرین رو شیشه بنوسید «ماشین صفره»
ولی پلاستیک های رو صندلیشو بکنید!

چی میشد اگر تو گوگل سرچ می کردی
“نیمه گم شده ی من ”
عکساشو واست می آورد!
این دانشمندا چه غلطی میکنن پس؟؟


یه جوورایی انگار ۹۰ درصد خستگی ها واسه جوراب و شلوار جینه … شلوار جین رو درمیاری . جورابت رو که در میاری … اصن تمام خستگی از تنت در میره -شلوار جینه انگار سلول انفرادیه!!!!!!




یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی

ببینم دارن دخترمردم رو اذیت می کنن منم برسم بهشون و دخل تک تکشونو بیارم

بعد دختره رو از رو زمین بلند که شد کتمو دربیارم بدم تنش کنه

بعد سرشو بیاره بالا بگه داداش خوبم ممنونتم باغیرت ؟

بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم خجالت بکشم روشن کنم

بعد مثل نقش اول فیلما من توی افق غیب شده باشم

و اونم یهو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدا!چرا جوونای وطنم نمیخوان داداشم باشن !!!!


حضرت فاطمه زهرا (سلام ا... علیها ):

كسى كه با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده، اما از اوامر ما سرپیچى كند و نواهى و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعى ما نخواهد بود.

نهج الحیاة، ص207


طنز: شاید شما هم مثل من خیلی هارو میشناسید که همیشه میگن من بچه ناف تهرون هستم و …

امروز میخوایم ببینیم واقعن کسی که میگه بچه ناف تهرون هستش دقیقن بچه کجا باید باشه !!!


در این مطلب قصد داریم با موشکافی مزاح گونه، ناف تهرون رو به شما نشون بدیم .

حالا شما اگه نقشه ی تهران رو 90 درجه بچرخونید می بینید که شبیه بدن می شه که خیلی راحت قابل تشخیص هم هست !
خب برای راحتی شما من قبلن این کارو کردم و میتونید تو عکس زیر ببینید :

بالاخره بچه ناف تهرون شناخته شد + عکس


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 19 مهر 1392 ساعت: 0:20


همونقد که پسرا از دخترای سیبیلو خوششون نمیاد
همین احساس رو دخترا نسبت به پسرایی که زیر ابرو برمیدارن دارن
گفتم که در جریان باشید …

خروس که میخواد بره خواستگاری مرغ - با ابهت مردانه وبا شمایل مردانه میره

-باد به گلو میندازه ومیگه قوقولو قوقو-

نمیگه:قدقدقد! میخوای برات تخم بذارم تا دوستم داشته باشی!!!!

نمیره خودشو شکل مرغه در بیاره !!!همه چیزش مردانه است.

آخه نادان !! اگه قراربود زنها هم با هم شکلای خودشون ازدواج کنن که نیاز به مرد نبود....زنها ودخترا هم چندششون میشه وقتی مردنمایی مثل تو رو می بینن که میخواد تخم بذاره و زبون و روانی اندودچار بیماری خطرناک چندشخصیتی هستند.بروروانشناس بدبخت.سرطان روح وروان داری.

همه باهم برای شفای این فجیعان دعا کنیم....


خجالت داره=مردواقعی روببینید و دست بردارید از این کثافت کاریهای زبونانه

17746168536285437099.jpg


این مرد واقعی با این سن کم اما فهم بزرگ -رفت تا از ناموس مردم دفاع کنه .

اما عده ای بفکر آلوده کردن نوامیس مردمند.و برای هوسبازیشان هرکاری میکنند.پستی یعنی همین!!!!

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 18 مهر 1392 ساعت: 23:39


دهقان فداکار امروزی!!!
www.parsnaz.ir - ورژن جدید دهقان فداکار + عکس

ﺩﻡ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻣﻬد ﮐﻮﺩﮎ ﻫﺴﺖ یه ﻧﺎﻇﻢ ﺯﻥ ﻏﺮﻏﺮﻭ ﺩﺍﺭﻩ یکرﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ :

ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﺪﻭ

ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﮑﻦ

ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﯾﺎﺷﺎﺭ ﺭﻭ ﻧﺰﻥ

ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﻬﺘﯽ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ

ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠــــﯽ ...

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﯾﻬﻮ ﻗﺎﻃﯽ ﮐﺮﺩ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ گوساله دهن مارو سرویس کردی ﯾﻪ ﺟﺎ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺩﯾﮕﻪ بچه بز

******

توضیحات پروفایل بعضی از دخترا : آرومم ، صبورم ، مهربون ، دوست داشتنی ، خــــــانوم ، از دروغ بدم میاد ، وفادارم ،،،، یهو میگفتی زن زندگی ام و دنبال شوهر میگردم دیگه!!!

****
رفتم الکتریکی محلمون گفتم زنگ درمون خرابه ، گفت برو میام درست میکنم ، هرچی منتظر شدم نیومد ، رفتم مغازش میگم چرا نیومدی؟ میگه اومدم هر چی زنگ زدم هیچکس درو باز نکرد...!!!

****
واقعأبه بعضیا بایدگفت برو خودتو مسخره کن برو آدم بشو= چرا؟=طرف باید عروسیش قاطی باشه مشروب سرو بشه دی جی باشه لباسمهمونا بی حجابه اما حتما باید عروسیش تو نیمه ی شعبان یا ولادتیکی از اماما باشه:)))))

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 18 مهر 1392 ساعت: 19:21


دلم
واسه نسل های بعدمیسوزه.... بایه مشت پدربزرگ ابرو برداشته

چیکار میکنن..

+++++

داریم حیات وحش نگاه میکنیم بابام برگشته میگه ععععععع این میمونه چقد شبیه توئه .

+++++

خدايا لطفا به بعضي از آنهاييکه ايمان آورده اند يادآوري کن که

تو خدا هستي نه آنها !!

+++++

- یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!

+++++

من نميدونم اين مامانا که وسايل خودشون رو يه جايي ميزارن,
بعد خودشونم يادشون ميره کجاس ... چه جوريه که تو پيدا کردن وسايلي
که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قايم ميکنيم تبحر خاصي دارن

+++++

هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین!

+++++

چرا درِ یخچالو شیشه ای نمیسازن تا قبل از باز کردن بفهمیم چیز جدیدیتوش نیست؟ پس این دانشمندا چه غلطی میکنن؟ :|

+++++
یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟
فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!


+++++
- تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من پدرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!

+++++

- یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟

+++++

يه روز يه زنه شوهرش رو گم كرده بوده، با برادرش ميره كلانتري ميگه: سركار، شوهر من كه گم شده قد بلند، مهربون، خوشتيپ و....برادرش ميگه: چرا چرت ميگي؟ اون ايكبيري كه اين شكلي نبود! زنه ميگه: خب بذار حالا كه داريم شوهر پيدا ميكنيم، يه خوبشو پيدا كنيم ديگه


+++

یکی می گه من حافظ کل قرآنم.
حیف نون می گه: از این قرآن کوچیکا یا بزرگا


++++

وقتي بچه بوديم زنگ يه خونه رو که ميزديم در نميرفتيم،
واميستاديم تا صاحبخونه در رو باز کنه

بعد قدم زنان از جلوش رد ميشديم!

اونم محاسبه ميکرد با خودش ميگفت : کسي که زنگ رو زده الان رسيده سر کوچه پس اينا نيستن!!

از همون طفوليت علم فيزيکمون خوب بود :|

+++++

یه بنده خدا میره مشهد. وقتی از دور گنبد حرم رو می بینه میگه :

یا امام رضا چرا با این همه طلایی که داری هشتم شدی؟

++++

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 18 مهر 1392 ساعت: 2:17

جوان گفت:« زیارت بخوان.»

پیرمرد گفت:« سواد ندارم.»

جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومین تا امام عسکری (ع)

پرسید:« امام زمانت را می شناسی؟» پیرمرد جواب داد:« چرا نشناسم؟»

... گفت:« پس سلام کن»

مرد دستش را روی سینه اش گذاشت:

«السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری»


جوان نورانی لبخند زد: « و علیک السلام و رحمه الله و برکاته»

یامهدی جان بدادمان برس

چون میسر نیست من را کام او ....... عشق بازی میکنم با نام او

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 19:45

یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره ،عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ،همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره . ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست. مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم . اینها را هم میشود خورد. . . این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ **آقا سید علی قاضی تبریزی (ره

یه روز یه ترکه میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد . اون ترکـــه کسی نبود جز **اقا مهدی باکری

****************

عکسو ببین

یکی نیس بهشون بگه از دین چیزی سرتون نمیشه حداقل دو صفحه جغرافیا میخوندین

خداییش خدا عقلتون بده


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 19:21

روزی مجنون از میان سجاده مرد نمازگزارمیگذشت

مرد فریاد برآورد که:مگر نمی بینی با معشوق خود در حال راز و نیازم

مجنونگفت:

من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدا لیلی هستی چگونه مرا دیدی!!


روزنامهآرمان نوشت:

"کفگیر یارانه به ته دیگ رسید؟!" "به همت دولت دهم !!!!!!!!

به نظر شما با توجه بهاین جمله کدام گزینه احتمال وقوعش بیشتر است؟!

الف) دکتر(میم.الف) خطاب به وزیر اقتصادش خواهد گفت: یادت رفت ته دیگ ها رو هم بدی به مردم؟! مگه قرارموننبود چیزی نمونده باشه تو دیگ؟!

ب) بهار خواهد نوشت: "روحانی، یارانه بدی، یارانه ندی، دوستداریم!"

ج) سایتعصرایران: "یارانه ها ته کشید+تصویر ته دیگ!"

د) دنیای اقتصاد:"ته دیگ یارانه ها نصیب چه کسی شد؟!"

********
با صدای جیغ زدن زن از خواب پرید.

_<نور! یک نور عجیب در اتاق است!!>

مرد یهودی از خواب پرید و با شتاب به سمت اتاق رفت.چادررا که دید,همه چیز به یادش آمد.

چادر فاطمه(س)را به جای قرض به علی(ع) امانت گرفته بود.حالا نور چادر اتاق را پر کرده

بود.مرد یهودی و همسرش از تعجب و شگفت زدگی اقوامشان را خبر کردند و برای دیدن چادر

نورانی به منزل آوردند.با دیدن نور چادرفاطمه(س)هشتاد نفراز یهودی های مدینه مسلمان شدند.

بحار ج 43 ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهرآشوب ج 3 ص 118117 ,منتهی الآمال ص 160

حجاب,رساندن زن به رتبه عالی معنویت است.

*******


سخنی از رهبرعزیز:
اگردیدید که استاد شما دارد به خدا و دین واین حرف ها اهانت
می کند حتما باید کاری کنید که در
همان کلاس به آن پاسخ داده بشود
رئیس دانشگاه یا رئیس دانشکده بایداقدام بکند
استاد خوبی را باید ببرید در همان جا رفع شبهه بکنید
باید شر او را از سر دانشجو ها کم بکنید

اندیشه های راهبردی ، ص76

صحنهاي تكان دهنده

چندي پيش كه به قصد خريد، راهم را كج كرده و به سمت مغازهاي راه افتادم با ديدن صحنه ای عجیب

بهتزده شدم...





گوشه خيابان مغازه لوازم پلاستيكفروشي قرار داشت، نزديك آن كه شدم مرد مغازهدار بساطش را از جلوي مغازه جمع كرده و آماده شد تا كركره را پايين بكشد. در اين ميان بگومگوهاي مغازهدار و پسرش توجهم را به خود جلب كرد. پسر مغازهدار وقتي به حجره پدرش رسيد با وجود اينكه مغازه دار با ديدن پسرش خوشحال شد و سريع سوئيچ را از جيبش درآورد و با لبخندي بر چهره پرايدي را كه جلوي در مغازهاش پارك شده بود، به وي نشان داد اما پسر مغازهدار با ديدن پرايد به سمت پدر حملهور شد و با مشتهاي گره زدهاش فرياد زنان گفت: مگر نگفته بودم پرايد به درد من نميخورد، مگر از تو نخواسته بودم برايم خودروي مدل بالا بخري حالا كه اينطور شد....

آنچه ميكاريم درو ميكنيم!
لازم است زماني كه هنوز شخصيت كودكان كامل نشده است مشكلات تربيتي آنها جدي گرفته شود زيرا با ورود به دوران بلوغ 85 درصد از شخصيت بچهها شكل ميگيرد و تربيت نميتواند نقش چنداني در تغيير رفتارها داشته باشد.

عوامل متعدد ميتواند نوجوان را تهاجمي، پرخاشگر و تهديدكننده بار بياورد،: تربيت بچههاي بيش از حد گيرنده و درخواستكننده، تنبيه و سرزنش والدين، آسيبهاي كودكي درمان نشده، بيتوجهي به تربيت نوجوان رها شده و اختلالاتي مانند افسردگي و بيشفعالي همگي جزو عواملي هستند كه باعث ميشوند نوجوان مشكلات جدي براي خود، خانواده و جامعه ايجاد كند.البته درصد اين گروه از نوجوانان كم است.

خريدهاي بيرويه ممنوع

خريدهاي بيرويه و رقابتهاي نادرست با گروه همسالان نقطه پاياني ندارد، همانطور كه اثر اين خريدهاي بيرويه را ميتوان در اعتياد به خريد گوشيهاي تلفن همراه گرانقيمت مشاهده كرد. خانوادهها براي تعديل اين معضل نقش اساسي را برعهده دارند اگر اين سيستم روند طبيعي و كاركرد مناسبي را در پيش بگيرد معمولاً از شدت رفتارهاي تهديدآميز نوجوانان در جهت تأمين خواستههاي افراطيشان كم ميشود. محبت مالي و اشباع بيرويه موجب اختلال در عملكرد خانواده ميشود. پدر و مادري كه به وظايف فرزندپروري خود آگاهي لازم ندارند يا در مشكلات حل نشده خويش غرق هستند با بيتوجهي و بيتفاوتيهاي غيرعمد موجب ميشوند بچهها مسير اصلي زندگيشان را گم كنند.

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 4:49



دست دادن

یه روز یه پسر انگیلیسی میاد به پسر ایرانی میگه

چرا شما دخترا و زنای کشورتون

با مردا دست نمیدن

پسر ایرانی میگه گوه خوریش به تو نیومده


داستان طولانی بود وقت نداشتم تایپ کنم کوتاهش کردم:)))

شما هم کوتاه ونصفه بخندید. هه ه...


حیف ازنون

یه روز بچه ی حیف نون از باباش میپرسه : باباچرا همش برای ما جوک میسازن ؟ باباش میگه : اونقابلمه رو بده تا بهت بگم ! بعد میزنه ته قابلمه : تق تق تق ....بچه داد میزنه : کیه ...!؟ باباش میگه : فهمیدی چرا ؟! حالا قابلمه رو بگیر تا من برم درو باز کنم !...

نامرد چهارمی

ملانصرالدین زنی گرفته بود که قبلا" دو بار ازدواج کرده بود و هر دو شوهرش هم مرده بودند. ملانصرالدین در حال مرگ بود، زن بالای سر او گریه می کرد و می گفت: ملا جان! به کجا می روی و من را تنها به دست کی می سپاری؟ ملا در همان حال جواب داد: به نامرد چهارمی. نیشخند

فحش

از طرف می پرسن گه نخور فحشه؟ میگه نه بخاطر سلامتی خودمونه نباید بخوریم.

توصیف

مامانم درحال توصیف دختر یکی از اقوام برای من جهت ازدواج :

قدش اندازه خودته, هیکلشم شبیه خودته... ولی سفیده...!!!

گردنبند

ملا نصرالدین دو تا زن داشت و همیشه از دست درخواست های آنها در عذاب بود. یک روز برای هر دوی آنها دستبندی خرید تا از غرغر کردن های آنها خلاص شود. چند روزی گذشت و هر دو زن پیش ملا آمدند و از او پرسیدند که کدام یک از ما را بیشتر دوست داری؟ ملانصرالدین جواب داد: به آن که دستبند داده ام علاقه بیشتری دارم.نیشخند


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 19:16


عده ای از زنان خیابانی با جامه های پرزرق و برق- لوازم آرایشی گرانقیمت کنار خیابان منتظر و در کمین ماشین هایی با رانندگان ساده لوح ابلهمی نشینند.جغدهایی در جستجوی شکار.شیطانو مردان روباه صف و گرگ صفتی که دنبال طعمه می گردند.

مشکل اینگونه زنان و مردان - دیگر فقر مادی نیست یا اعتیاد دارند یا مشکلات جنسی و مقاربتی دارند و یا اینکه از سوی همسر و شریک زندگی خود مورد بی مهری و کمبود توجه قرار گرفته اند و برخی هم شاهد خیانت همسرشان بوده و در صدد تلافی برآمده اند باید ریشه اینگونه مشکلات از سوی دولت و جامعه خشکانده شود اول از همه باید اقتصاد بیمار این کشور درمان شود اقتصادی که در این 8 سال چندین بار سکته کرده و بستری شده است.


امروزه علم پیشرفت کرده دیگر مانند قدیم نیست که آقایان برای ارضای شهوت 4 همسر می گرفتند و این تنها راه بود امروزه داروهائی برای این قبیل بیماران جنسی وجود دارد اگر زن یا مردی از نیروی غیرطبیعی شهوانی برخوردار است می تواند با خوردن داروهائی خود را درمان کند نه اینکه جامعه را به فساد و تباهی بکشاند.


چرا فحشا و خیانت وهرزگی؟؟؟؟یک مرد یا زن نرمال و سالم باید با یک جفت بماند.انسان موجودی شهوانی نیست انسان موجودی دوبعدی است.روح خدا در انسان جاری است.در حیات وحش - حیوانات هستند که فحشا می کنند و هزاران جفت دارند.

آقایان محترم-خانمهای عزیز - پراید هووی پیکان است ولی از نظر ایمنی و فنی در سطح پائین تر قرار دارد.مردان و زنان خیابانی هم از همه نظر در سطح پائین تر قراردارند.پس دنبال انگلهای خوش ظاهر وپراز عفونت ومیکروب نباشید.وبه خودتان وخانواده وجامعه تان رحم کنید.

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 18:23


داستان مرد نابینا و حاج خانم لخت

روز پیرزنی به حمام رفته بود . تازه لباس هایش رو در آورده بود و می خواست آب بریزد روی سرش که صدای زنگ خانه را شنید. تند و سریع لباسش را پوشید و رفت در را باز کرد که دید حاج آقا(شوهرش) توسط یکی از شاگردانش مقداری میوه فرستاده .

میوه ها رو گرفت و دوباره به حمام رفت روز از نو روزی از نو -باز هم زنگ در را زدندنیشخند. باز لباس پوشید رفت دم در - اینبار پستچی آمده و نامه آورده بود. بار سوم که رفت داخل حمام، باز صدای زنگ در را شنید. از پنجره ی حمام نگاه کرد دید حسین آقای نابینا پشت در است. بنابراین با خیال راحت همون جور لخت و عریان رفت پشت در و در را برای حسن آقا باز کرد.حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسین آقا نابیناست و نمی تواند او را ببیند، در را باز کرد که بیاید داخل چون از راه دور آمده بود و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده.

درضمن حاج خانوم دید که حسین آقا با یک جعبه شیرینی آمده-حاج خانم بنده خدا تعارفش می کند و حسین آقای نابینا را به داخل اتاق دعوت می کند و همان طور لخت و عریان روی کاناپه می نشیند و حسین آقا هم روبروی او.

حاج خانم گفت:: خب خوش اومدی حسین آقا. صفا آوردی! این طرفا؟ حسین آقا سرخ و سفید شدخجالت و جواب داد: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینی اش که آوردم خدمتتون!!!حالا میتونم همه جا رو ببینم.از خود راضیخنده

نکته: مادرمان حضرت زهرا س حتی درمقابل نابینا هم حجاب داشت وحتی ظاهر نمیشد...

دختران وزنان ما به کجا میروند وعاقبتشان چیست؟

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 18:9

گرمابه

یک روز ملا به حمام رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی را اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!

ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی!

ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!

خويشاوندي

يک روز ملانصرالدين خرش را به سختي مي زد و رهگذري از آنجا مي گذشت و پرسيد که چرا مي زني گفت ببخشيد اگر مي دانستم که با شما خويشاوندي دارد اين کارو نميکردم!

علت نا معلوم

ملانصرالدين به يکي از دوستانش گفت: خبر داري فلاني مرده؟

دوستش گفت: "نه! علت مرگش چه بود؟"

ملا گفت: "علت زنده بودن آن بيچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!"

ما نوح را فرستاديم

روزي ملانصرالدين بالاي منبر رفت و يک آيه خواند : " و ما نوح را فرستاديم... " بعد هرچه کرد ادامه آيه را يادش نيامد تا اينکه يکي از حضار گفت : ملا معطلمون نکن.اگه نوح نمي ياد يکي ديگه رو بفرست!!!

ازدواج ملانصرالدین

روزی فردی از از ملانصرالدین پرسید :

ملا ، آیا تا بحال به ازدواج و تشکیل زندگی فکر کرده ای ؟
ملا هم در جوابش گفت :
بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
آن فرد دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد :
بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
پس به یمن رفتم :
دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم !

آن فرد با تعجب بسیار کنجاوانه پرسید : چرا ؟

” ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم “




مقبره ملا نصرالدین در آک شهیر ترکیه.

ملا نصرالدین که درکشورهای جنوب غرب آسیا،قفقاز، آسیای مرکزی ، افغانستان و، ترکیه و حتی برخی کشورهای بالکان به عنوان یک شخصیت تاریخی - فکاهی شناخته شده است ، به روایتی 8 قرن پیش و در دوره حکومت سلجوقیان در منطقه خراسان ایران زاده شد و بعدها برای زندگی راهی دیار آناتولی شد.

هم اکنون مزار ملا نصرالدین در منطقه آک شهیر در نزدیکی قونیه زیارتگاه عده زیادی از مردم ترکیه و حتی توریست های خارجی است.

داستان درخت گردو

روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن
مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد.
ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!


داستان قیمت حاکم
روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟
ملا گفت : بیست تومان.
حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.
ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!

اختلاف رنگ

روزی مردی که موهایی مشکی و ریشی سفید داشت وارد مجلسی شد که اتفاقا” ملانصرالدین در آن حضور داشت. از ملانصرالدین درباره اختلاف رنگ میان ریش و موهای آن مرد سوال کردند. ملا جواب داد: سیاهی موی سر و سفیدی ریش او نشان می دهد که مغزش کمتر از چانه اش کار کرده است.

ديرباور

روزي يکي از همسايهها خواست خر ملانصرالدين را امانت بگيرد.

به همين خاطر به در خانه ملا رفت.

ملانصرالدين گفت: "خيلي معذرت ميخواهم خر ما در خانه نيست".

از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن.

همسايه گفت: "شما که فرموديد خرتان خانه نيست؛

اما صداي عرعرش دارد گوش فلک را کر ميکند."

ملا عصباني شد و گفت: "عجب آدم کج خيال و ديرباوري هستي.

حرف من ريش سفيد را قبول نداري ولي عرعر خر را قبول داري."

گريه بر مرده

روزي ملانصرالدين به دنبال جنازهي يکي از ثروتمندان ميرفت و با صداي بلند گريه ميکرد. يکي به او دلداري داد و گفت: "اين مرحوم چه نسبتي با شما داشت؟"

ملا جواب داد: "هيچ! علت گريهي من هم همين است."


کرامت ملا

روزي ملانصرالدين ادعاي کرامت کرد.

گفتند "دليلت چيست؟"

گفت: "ميتوانم بگويم الساعه در ضمير شما چه ميگذرد؟"

گفتند: "اگر راست ميگويي بگو."

گفت: "همهي شما در اين فکر هستيد که آيا من ميتوانم ادعايم را ثابت کنم يا نه!"

مهمان شدن ملانصرالدين

روزي ملانصرالدين به عدهاي رسيد که مشغول غذا خوردن بودند. رفت جلو و گفت "السلام يا طايفهي بخيلان!"

يکي از آنها گفت: "اين چه نسبتي است که به ما ميدهي؟ خدا گواه است که هيچ يک از ما بخيل نيست."

ملانصرالدين گفت: "اگر خداوند اين طور گواهي ميدهد، از حرفي که زدم توبه ميکنم، و نشست سر سفرهي آنها و شروع کرد به غذا خوردن."

شکايت الاغ

الاغ ملانصرالدين روزي به چراگاه حاکم رفت. حاکم از ملا نزد قاضي شکايت کرد. قاضي ملا را احضار کرد و گفت : ملا ماجرا را توضيح بده. ملا هم گفت : جناب قاضي. فرض کنيد شما خر من هستيد. من شما را زين مي کنم و افسار به شما مي بندم و شما حرکت مي کنيد. بين راه سگها به طرفتان پارس مي کنند و شما رَم مي کنيد و به طرف چراگاه حاکم مي رويد. حالا انصاف بديد من مقصرم يا شما؟!!!


کرامت ملا

روزي ملانصرالدين ادعاي کرامت کرد.

گفتند "دليلت چيست؟"

گفت: "ميتوانم بگويم الساعه در ضمير شما چه ميگذرد؟"

گفتند: "اگر راست ميگويي بگو."

گفت: "همهي شما در اين فکر هستيد که آيا من ميتوانم ادعايم را ثابت کنم يا نه!"

وظيفه و تکليف
روزي ملانصرالدين بدون دعوت رفت به مجلس جشني.
يکي گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتي چرا آمدي؟"
ملانصرالدين جواب داد: "اگر صاحب خانه تکليف خودش را نميداند.

من وظيفهي خودم را ميدانم و هيچوقت از آن غافل نميشوم."

سکه

- یکی از دوستان ملانصرالدین به کنایه از او پرسید:

- اگر بگوئی خدا کجاست یک سکه به تو می دهم .
- ملانصرالدین پاسخ داد : اگر بگوئی خدا کجا نیست ، دو سکه به تو می دهم



نصيحت كردن ملا


ملا
دختر خود را به يك مرد دهاتي داده بود. شب عروسي عده اي از خويشاوندان
داماد از ده آمده و دخترك را سوار بر خري كرده با خود بردند. هنوز مقدار
زيادي از خانه ملا دور نشده بودند كه ناگهان ملا دوان دوان خود را به آنها
رساند. يكي از همراهان عروس از ملا پرسيد چي كار داري و براي چي با اين
عچله به اينجا آمدي؟ ملا نفس نفس زنان گفت: بايد نصيحتي براي دخترم ميكردم
ولي يادم رفت. و سرش را نزديك به گوش او كرد و گفت: دخترم يادت باشد كه هر
وقت خواستي چيزي بدوزي پس از اينكه تار (نخ)را داخل سوزن كردي آخرش را گره
.بزني وگرنه از سوراخ بيرون خواهد رفت


شرمنده از تو ای پدر شهید که تمام آرزوهایت را بوسیدی و گذشتی و من نگذشتم!!

و بخاطر هوای نفسم نتونستم بگذرم!!!









بی حجاب


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 0:6

حیات بدون خدا زندگی نیست! حیا هم از صفات افراد با ایمانه...

امامان گفته اند: هرکس حیا ندارد ایمان ندارد =یعنی ول معطله

=یعنی مرده ای که فقط نفس میکشد

برای آمرزشش الفاتحه


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 20:31

زندگی من به دو بخش تقسیم میشه: بخش اولش مهم نیست / بخش دومش هم به کسی مربوط نمیشه.

****

تجویز دارو :

سه بسته خاک برات نوشتم هر هشت ساعت میریزی رو سرت

****

سال ها گذشت و کسی ندید که انسانی با قاشق چای خوری، چای بخورد !

***


آیا میدانیدفقط یه آرایشگر زن ایرانی می تونه
درآمدی معادل یک فوق تخصص جراحی رو داشته باشه !

*******


****************************************************************************

تست هنر : اولین هنری که پس از دیدن چهره آرایش کردن پسران امروزی به ذهن شما متبادر میشود چیست ؟

الف)مینیاتور

ب)صافکاری ، بتونه کاری و نقاشی اتومبیل

ج) آسفالت کوچه بغلی

د)من به ناموس مردم نگاه نمیکنم !

اینم نه به افتخار دخترا بلکه به خاطر خاک توسری بعضی پسرا!!!



ﺍﻭﻧـﯽ ﮐـﻪ ﻟـﯿـﺎﻗــﺖ ﻣـﺎ ﺭﻭ ﻧــﺪﺍﺭﻩ!
.
.
ﺧــﺐ ﻧــﺪﺍﺭﻩ ﺩﯾـﮕـﻪ !! ﭼـﯿـﮑـﺎﺭ ﮐـﻨــﯿﻢ ؟
ﻏـﺼــﻪ ﮐــﻢ ﺳـﻌـﺎﺩﺗـﯽ ﻣــﺮﺩﻡ ﻫــﻢ ﻣــﺎ ﺑـﺨــﻮﺭﯾﻢ ؟؟!!!
.
.
ﻭﺍﻻ ﺑــﺨـــﺪﺍ |:

***

***


همه مخترعین میرن بهشت
به جز مخترع زنگ ساعت...
خدا ازش نگذره!!!
***


اینجا؛ همه ی نسل ها؛ نسل سوخته هستند...

فقط درصد سوختگی فرق می کند و محلّ سوختگی...

***



عاغا این همه از بدیای کلیپس گفتم،بذارید از خوبیاشم بگم!
گاهی وقتا تو تشخیص دختر از پسر خعـــــــــلی کاربرد داره :))
ساپورت پسرونه هم که اومد،کلیپس پسرونه مد نشه صلوات

**********

داداش گودزیلای من ۶سالشه انقد مامانمو اذیت کرد مامانم عصبانی شد گفت :
اگه بیام انقد میزنمت که به خر بگی داداشی …
خب آخه مادر من به من چه آخه ؟؟؟

***


بچه بودم مادرم به من یاد داده بود تو خونه که تنها هستی کسی رو راه نده و خلاصه از این حرفای امنیتی که هر کسی به بچش میگه !
یه روز عمه و عموهام اومدن خونمون ، نزدیک ۱۰-۱۲نفر بودن ، منم که تنها خونه بودم اونارو راه ندادم ؛ هرچی اونا و همسایه ها میگفتن اینا فامیلاتونن من زیر بار نمیرفتم … تازه سرمو از پنجره می کردم بیرون اونارو با سنگ میزدم !
ینی یه همچین بچه مطیع قانونی بودم من …

***


یه بار بابام گفت برو چایی بریز ، منم گفتم تو نزدیکتری به آشپزخونه تو برو بریز بیار بخوریم !
پا شد رفت اون سر پذیرایی نشست گفت حالا تو نزدیک تری ، تو برو بریز بیار بخوریم …

******


اولین باری که از سر کلاس دانشگاه
منو انداختن بیرون واسه این بود که ماژیک نمینوشت
استاد گفت :
چرا این نمینویسه ؟
منم گفتم دکمه شو بزن ...
استاد دو ثانیه به ماژیک نگاه کرد
بعد دیگه هیچی من خودم رفتم بیرون !!!

***


ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﺭﺧﺘﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ
ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻬﻮ ﮔﻼﺑﯿﯽ ﭼﯿﺰﯼ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮﺳﺮﺵ ﭼﺎﺭﺗﺎﻓﺮﻣﻮﻝ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ
ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﺸﯿﻢ

***


طنز:ﺳﯿﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ:
۱.ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ
۲.ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ
۳.ﺷﯿﻄﻮﻧﮏ
۴.ﺷﯿﻄﻮﻥ ﺑﻼ
۵.ﺟﯿﮕﺮﻃﻼ

6.بلا مرده..!!

7:بابا این امریکاییا گاون .نتیجه نداد:بگیدهمون شیطان بزرگ!!!!

*****************

یه بار دیدم یه پسر بچّه قدش به زنگ آیفون نمیرسه هی داره خودشو میکشونه بالا

منم مثل یه رابین هود رفتم ، گفتم :


میخوای برات زنگ بزنم ؟ اونم سرشو تکان داد و گفت : اوهوم ...

منم برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم بعدش با لبخند بهش گفتم :خوب دیگه چیکار کنم برات کوچولو ؟؟؟

گفت: هیچی دیگه فرار کن تا صاحبخونه نیومده ...!!!!تو از اون ور برو، من از این ور ...!!!

بچّه نیستن بخدا؛ گـُــرازَن ...


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 14:17

dffdge.jpg


دیروز شیطان را دیدم.

در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب میفروخت.

مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میكردند و هول میزدند و بیشتر

میخواستند.

توی بساطش همه چیز بود:

غرور، حرص،دروغ و خیانت،شهوت و وسوسه وخودنمایی و جاهطلبی و ...

هر كس چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد.

بعضیها تكهای از قلبشان را میدادند و بعضی پارهای از روحشان را.

بعضیها ایمانشان را میدادند و بعضی آزادگیشان را.

شیطان میخندید و دهانش بوی گند جهنم میداد.

حالم را به هم میزد. دلم میخواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.

انگار ذهنم را خواند. ....



موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،فقط گوشهای بساطم را پهن

كردهام و آرام نجوا میكنم. نه قیل و قال میكنم و نه كسی را مجبور

میكنم چیزی از من بخرد.

میبینی!

آدمها خودشان دور من جمع شدهاند.

جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیكتر آورد و گفت:

البته تو با اینها فرق میكنی.

تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات میدهد.

اینها سادهاند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب میخورند.

از شیطان بدم میآمد.

اما حرفهایش شیرین بود.

گذاشتم كه حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.

ساعتها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبهای عبادت افتاد

كه لا به لای چیزهای دیگر بود.

دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.

با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یك

بار هم او فریب بخورد.

به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم.

توی آن جز غرور چیزی نبود.

جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت.

فریب خورده بودم، فریب.

دستم را روی قلبم گذاشتم،نبود!

فهمیدم كه آن را كنار بساط شیطان جا گذاشتهام.

تمام راه را دویدم.

تمام راه لعنتش كردم.

تمام راه خدا خدا كردم.

میخواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغیاش را توی سرش بكوبم و

قلبم را پس بگیرم.

به میدان رسیدم، اما شیطان نبود.

آن وقت نشستم و های های گریه كردم.

اشكهایم كه تمام شد،بلند شدم.

بلند شدم تا بیدلیام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم،

صدای قلبم را.

و همانجا بیاختیار به سجده افتادم و به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود

زمین را بوسیدم.

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 12:23

با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی


پسره دانشگاه قبول میشه و تغییر شکل میده می ره دانشگاه

به 2 دلیل می فهمن حیف نونه


۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل

2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد


چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است .


آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند .


دوست تو کسی است که هرگاه کلمه «حق» از تو شنید، خشمناک نشود .


زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .



پیامبر ص فرمود:"زنا* برای همه اعضای انسان وجود دارد:

زنای چشم، نگاه به نامحرمان است، زنای زبان، سخن گفتن با نامحرمان به قصد لذت طلبی،

زنای گوش، شنیدن سخن نامحرمان، زنای دست، لمس بدن نامحرمان است."


و نیز فرمود:"خداوند بر زنی که شوهر دارد و به نامحرمان نگاه می کند خشم می گیرد."

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 3:10


پیامک های باحال و خنده دار

*********اس ام اس خنده دار**********

حیف نون ناراحت بوده
ازش میپرس چرا ؟
میگه نمی دونم چرا زنا این قدر به شوهراشون مشکوکن
۴ تا زن دارم همشون اینجورین !

========================

یه روز به فرشته آفرینش میگن کودن ها رو چطور آفریدی؟

میگه یکم خاک رو با کود قاطی کردیم

میگن حیف نون رو چطور آفریدی؟

میگه اصلا خاک قاطیش نکردیم

=======================
گاهی وقتا لازمه از گوشیمون بشنویم
مشترک مورد نظر آدم نمی باشد
قطع کن!

==========================

قصري در بهشت

پيامبر اسلام ص فرمودند:

وقتي به معراج رفتم ملاءكي را ديدم كه بيكار نشسته اند، پرسيدم: چرا شما بيكار

نشسته اي؟

جواب دادند: ما منتظريم فردي از امت شما صلوات بفرستد وما براي او قصري بسازيم.

(به نقل از اية الله دستغيب رحمة الله)


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 1:47



فکان عاقبتهما أَنهما فی النار خالدین فیها و ذلک جزاء الظالمین :

پس عاقبت و سرانجام آن دو (شیطان و انسان کافر) این است که هر دو، در آتش (جهنم) جادوانه خواهند شد و آن کیفر ستمکاران است.

یک وصیت عجیب!!!

در مجلس ختم من گاز اشکآورپخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

عبور هرگونه کابل برق،تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیداممنوع است.


قبر مرا نیم متر کمترعمیق کنید تا پنجاه سانت به آسمان نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهایمرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری

قرار دهید.

به پزشک قانونی بگوییدروح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند باطلبکاران من کتککاری کنند.

بر قبر من پنجرهبگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لایکفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوتمن آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن منبنویسید: این کسی است که زگهواره تا گوردانش بجست

دوست ندارم مردم قبرمرا لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرامیگیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان وشماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیامرا به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

از اینکه نمیتوانم درمجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.

به مرده شوی بگویید مرابا چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیتدارم.

چون بخشی از آرزوهای بزرگم رابه گور میبرم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جابرای جسدم باشد

یکی از خدا میپرسه : ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ روز واسه تو چقدره؟
ندامیرسه:۱ دقیقه...
طرف دوباره میگه: خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلار واسه تو چقدره؟
ندامیرسد: ۱ سنت...
طرف میگه : ای خدا به من فقط یک سنت بده
ندایی به اومیگه : باشه فقط یه دقیقه صبر کن

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: يکشنبه 14 مهر 1392 ساعت: 21:29

خنده بهترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت.


تو این دوره زمونه بعضی دخترا مصنوعی شدن ...

یه جاشون نیست که عمل نکرده باشن



جواب دندان شکن به یک مزاحم ولگرد:

پسرلاته تو خیابون به یه دختره گفت: ماشالله باباتون چی ساخته!

دختره هم نه گذاشت نه ورداشت! گفت: می خوای مامانت رو بیار یه دونه هم برا شما بسازه!

طرف نماز ميخونده موقع قنوت دستش را اينور واونور مي كرده ازش مي پرسند چرا اینجوری میکنی ميگه: آخه آنتن نمي ده.

********



زنه یه سیم کارت میخره می خواسته شوهرشو سورپرایز کنه...

از تو اشپز خونه به شوهرش اس ام اس میده:

سلام عزیزم خوبی؟

شوهرش جواب میده:

سلام گلم خودم بهت زنگ میزنم. الان خانم مزاحمم تو آشپزخونس.

****

ابروی خرو برداری اهو میشه؟

نه خدایی میشه؟

نمیشه دیگه

نکن برادر من نکن

*******

از غم نامردمي ها بغض ها در سينه دارم

شانه هايت را براي خر سواري دوست دارم!!

******

بعضیا هم دیگه توپ فوتبال آمریکایی شدن دست به

دست میچرخن تا برسن دست شوهر: خخخخخ

******

رفع فقر با صلوات

مردی خدمت رسول خدا (ص) آمد و از فقر شکایت کرد ، آن حضرت فرمود :

وقتی داخل خانه خود شدی ،سلام کن

؛ خواه کسی در خانه باشد خواه نباشد ، و بر من سلام فرست و بعد از آن

، سوره اخلاص را بخوان.

آن مرد چنان کرد و در اندک روزی توانگر گردید ؛ چنان که به همسایگان و خویشان

خود کمک مالی میکرد.

آثار (بركات صلوات، ص 47.)

شکلک های محدثه


مورد داشتیم رفتن خواستگاری... برادر عروس رو با

عروس اشتباه گرفتن!!!!!!!!!!!!!!!!!

******

دیگه از توی هر کوچه ای رد میشی یه ماشین پارکه باید یه "یاالله" بگی

و ازکنارش ردشی !!!

علنا تو ماشین مثل حیوونا تولید مثل میکنن :|

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺁﺗﺶ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺗﻮﯼ

ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻣﺎﺭ ﻫﺴﺖ .

ﻣﻦ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ

ﻫﯿﭽﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﺪﺑﺨﺘﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ

ﮐﺮﺩﻥ

ﻭﺳﺎﯾﻠﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ

ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻫﯿﭽﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ....

ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ﻣﺎﺭ ﺩﯾﺪﯼ ؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺭﻭ

ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﻢ

ﺩﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ

ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ |:

******


مرحوم آیت الله بهجت:ماآمده ايم زندگى کنیم تا قیمت پیداکنیم،نه اینکه با هرقیمتی زندگی کنيم! زندگي ماحکايت يخ فروشی است كه از او پرسيدند:فروختی؟گفت:نه ولی تمام شد.

****

طرف داشته یکی رو بدجور میزده اما مدام داد میزده: کمک! کمک! بهش میگن بابا تو که داری اینو میزنی

کمک کمک کردنت چیه دیگه؟ میگه آخه این گفته اگر بلند شم لهت می کنم!!

***


از گوسفنده می پرسن سیستم دستشویی رفتن شما چیست ؟
میگه سبک گروه آریان ......... دونه دونه دونه دونه دونه

****


.

رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!

میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!

.

.

.

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟

گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!

.

.

.

رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟

پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه !

.

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: يکشنبه 14 مهر 1392 ساعت: 3:1

صفحه بندی

خبرنامه